ناگاه آن نگاه

شب‌ها دلم برای غزل تنگ می‌شود
تصویرتان مقابلم آونگ می‌شود

موسیقی ِ صدای ِ شما در سکوت ِ شهر
می‌رقصد و ترانه‌ی ِ تورنگ می‌شود

بشنو! فضای ِ سینه پر از عطر ِ یاس‌هاست
تا نامتان به زیر ِ لب آهنگ می‌شود

ناگاه آن نگاه ِ حزین می‌ربایدم
پرواز، مرگ ِ این همه فرسنگ می‌شود

در موج‌های ِ آینه‌ام محو می‌شوید
تا اشک حرف ِ این دل ِ دلتنگ می‌شود

بر تار ِ گیسوان ِ شما چنگ می‌زنم
این شهر مست ِ زمزمه‌ی ِ چنگ می‌شود

اکنون زمان ِ عقده‌گشایی ِ سال‌‌هاست
چون غنچه‌ی ِ هلال ِ لبت تنگ می‌شود

تا جنگ ِ گرگ و میش قدم می‌زنیم… آه…
اینبار میش فاتح ِ این جنگ می‌شود…

بانو! مِه ِ خیال ِ تو را تیغ ِ شمس کشت…
اینگونه سرخ‌گونه چو نارَنگ می‌شود
*
صبح است و باز مرد ِ جوانی که مست بود
تندیس ِ سالخورده‌ای از سنگ می‌شود

این رشته‌ی ِ گسسته‌ی ِ تسبیح ِ اشک‌ها
با خون ِ گرم ِ خاطره‌ها رنگ می‌شود
***
پ.ن.۱٫ تورنگ، پرنده‌ی زیبای جنگل‌های شمالی است که به آن قرقاول هم می‌گویند.
پ.ن.۲٫ نارَنگ همان نارنج است. در واقع نارنج معرب نارنگ است.